10پیش بینی سود[1]

10پیش بینی سود[1]

بیشتر تحقیقها مبتنی بر رویکرد پیش بینی، به رفتار سود حسابداری و پیش بینی آن اختصاص دارد. انگیزه های اصلی توجه به پیش بینی سود در تحقیقات به شرح زیر است:

  • استفاده پیش بینی سود در مدل ارزشیابی: یکی از پدیده هایی که اکثر اقتصاد دانان و دانشمندان امور مالی بر روی آن اتفاق نظر دارند، وجود رابطه ای بین سود پیش بینی شده و ارزش سرمایه می باشد. مدل فیشر (برای اقتصاد اطمینان کامل) و مدل قیمت گذاری داراییهای سرمایه ای[2] (برای شرایط عدم اطمینان)، ارزش داراییها را بر حسب جریان نقد آتی برآورد می کنند و چون اطلاعات جریان نقدی آتی اغلب موجود نیست، از سود آتی به عنوان جایگزین آن استفاده می شود. اقتصاددانانی چون مودیلیانی و میلر در مدلهای ارزشیابی از سود حسابداری به عنوان جایگزین جریان نقد استفاده کرده اند. به طورکلی بررسی مدلهای ارزشیابی شرکت با سهام نشان می دهد که سود پیش بینی شده بعنوان اصلی ترین متغیر توضیحی قیمت داراییهای سرمایه ای می باشد. سود از طریق علامت دهی در خصوص تخصیص منابع به کارکرد بازار سرمایه کمک می کند و نوعی راهنما برای سرمایه گذاری و تصمیم گیری است.
  • ارزش توان پرداخت: با توجه به این که سود جایگزین برای پیش بینی جریان نقد می باشد؛ پیش بینی سود برای ارزشیابی توان پرداخت سود هزینه های مالی، مالیات، تعهدات سودمند است. از ارقام سود به عنوان راهنمایی جهت تدوین سیاستهای مربوط به تقسیم سود و سرمایه گذاری شرکت نیز استفاده می شود.
  • ارزشیابی عملکرد واحد اقتصادی ومباشرت مدیریت: با توجه به جدایی مدیریت و مالکیت یکی از معیارهای مهم ارزشیابی کارایی و نحوه استفاده از منابع و وظیفه مباشرت مدیریت، مقایسه سود واقعی و پیش بینی می باشد. تصمیمات و اقدامات مدیریت و پرداخت پاداش اغلب در قالب ارقام سود بیان می شود و با وجود ایراداتی که به سود حسابداری وارد می شود، جایگزین موثر برای آن ارائه نشده است.
  • تبیین نحوه انتخاب خط مشی های حسابداری توسط مدیریت: با توجه به اینکه پاداش مدیران بستگی به قیمت دارد، می توان نتیجه گرفت که مدیران روشهای حسابداری را که باعث افزایش سود و نرخ رشد آن و کاهش واریانس تغییر سود شود انتخاب می کنند. بنابراین مدیران از طریق انتخاب روشهای حسابداری سود را هموار می کنند. به هر حال در تئوری اثباتی حسابداری فرضیه های دیگری نیز در این خصوص وجود دارد.
  • ارزیابی اثرات اقتصادی استاندارد های حسابداری: پیش بینی رفتار سود در پاسخ به استانداردهای جدید به عنوان یکی از روشهای ارزیابی استاندارد های حسابداری می باشد که به طور گسترده مورد توجه پژوهشگران قرار گرفته است.
  • استفاده از پیش بینی سود در تحقیقها: در بسیاری از پژوهشهای اقتصادی، مالی و حسابداری از مدلهایی استفاده می شود که پیش بینی سود به عنوان یکی از متغیرهای اصلی مورد نیاز می باشد.
  • تمرکز گزارشگری مالی بر سود: هیات استاندارد های حسابداری آمریکا تهیه اطلاعات در مورد سود، اجزای آن را کانون اصلی گزارشگری مالی بیان کرده است. بنابراین تعجب انگیز نیست که کوششهای زیادی برای پیش بینی و بهبود اندازه گیری سود صرف شود. (موسی نژاد،1389)

 

2-2-11 نقش اطلاعاتی سود

یکی از نقشهای اطلاعاتی سود، تعدیل و اصلاح باورهای موجود در توانایی شرکت در پرداخت سود تقسیمی آتی است.

روابط تئوریک را می توان بین سود تقسیمی آتی و قیمت سهام، سود تقسیمی آتی و سودآتی و سود جاری توسعه داد. هرکدام از این روابط می تواند سرمایه گذاران، تحلیل گران، مدیران و سایر استفاده کنندگان را در ارزیابی اوراق بهادار کمک کند، زیرا چنین فرض می شود که ارزش اوراق بهادار تابعی از سود و ریسک آتی آن است.

سود تقسیمی آتی و قیمتها از طریق مدل ارزشیابی به هم مرتبط می شوند. به طور کلی، مدل ارزشیابی به مبلغ سود تقسیمی که در هر دوره زمانی دریافت می شود، اعتقاد سرمایه گذاران نسبت به دریافت آن، و مبلغ دریافتها مرتبط می باشد. با وجود این، اگر سود و سود تقسیمی مرتبط فرض شوند، قیمتها می تواند تابعی از ارزش سود آتی باشد.

برای اینکه سود محتوای اطلاعاتی[3] داشته باشد، باید ارتباط متصوری بین سود و مشخصه هایی که به نظر می رسد ارزش اوراق بهادار را تعیین می کند وجود داشته باشد.

الف)نقش سود در شرکت: فرایند اندازه گیری سود نقش مهمی در عملیات شرکت بازی می کند. سود به خودی خود سهم قابل دریافت توسط سهامداران را اندازه گیری می کند، فرایندی هم که سهم دولت و مدیران را تعیین می کند وابسته به فرآیند اندازه گیری سود سهامداران است. سود به خاطر ماهیت باقی مانده ای که دارد، نقش ارزشمندی در مورد قابلیت تداوم عملیات شرکت بازی می کند. کارگزاران نیز از این ابزار کلیدی برای برنامه ریزیهای آتی خود در مورد ادامه فعالیت با شرکت استفاده می کنند.

ب)اقلام تعهدی و نقش سودمند آنها: هر یک از تعدیلات حسابداری را که باعث ایجاد اختلاف بین سود خالص حسابداری و وجوه نقد حاصل از عملیات می گردند، را می توان به عنوان نتایج فرایند حسابداری در مبنای تعهدی  طبقه بندی کنیم. براساس این تعریف، سود حسابداری بر مبنای نقدی با جریانات وجوه نقد عملیاتی یکسان خواهد بود. پس جزء تعهدی سود را می توان بعنوان تفاوت بین سود خالص حسابداری و وجوه نقد حاصل از عملیات تعریف نمود.

ج) وجوه نقد عملیاتی: سود حسابداری محاسبه شده حسابداری ناشی از یک جریان تعهدی است. بسیاری از اقلام درآمدی و هزینه ای شرکت ها، نشان دهنده یک جریان نقد ورودی و خروجی طی یک دوره نیستند. همچنین چرخه عملیاتی شرکت در برگیرنده عملیاتی است که الزاما به جریان وجه نقد منجر نمی شود. برخی سهامداران به غلط تصور می کنند که سود خالص، معادل مبلغی است که شرکت توان پرداخت و تقسیم آن را دارد. درصورتی که، در اغلب موارد، اینگونه نیست. طبق نظر برخی از محققین اگر سود خالص شرکت واقعا معادل یا بیش از مجموع جریان نقدی و یا عملیاتی باشد می توان گفت که سود ن شرکت از کیفیت بالایی برخوردار است. تحلیل گران مالی با لحاظ کردن اقلام تعهدی و معوق در محاسبه سود، می توانند ارزیابی مناسبی از توان نقدی شرکت به دست آورند.

2-2-12تهیه وپردازش اطلاعات برای پیش بینی

یکی از اهداف مهم تهیه صورت ها و گزارش های مالی، ارائه اطلاعات لازم برای پیش بینی های آتی استفاده کنندگان است. میزان سود ناویژه فروش سال جاری، میزان سود هر سهم، ارائه ارقام مقایسه ای سال قبل، تفکیک نتایج عملیات عادی که ماهیتی مکرر دارند از اقلام دیگر و برای پیش بینی نتایج عملیات سال آتی موثرند. ارائه نتایج عملیات عادی از قبیل درآمد فروش کالا یا عرصه خدمات، پرداخت حقوق و دستمزد و تحمل هزینه های معمول به طور جداگانه در صورت حساب سود و زیان و تفکیک آنها از سایر اقلام برای پیش بینی اقلام مشابه مورد انتظار از فعالیت های عادی سال آتی موثر خواهد بود.

در برخی موارد، رویدادهای مالی غیر مکرر، سود دوره مالی را افزایش یا کاهش داده و در سود مورد انتظار تفاوت زیادی ایجاد خواهد کرد. ارائه نتایج رویدادهای مالی غیر مکرر به طور جداگانه در صورت حساب سود و زیان در تصمیم گیریها و پیش بینی نتایج عملیات آتی سرمایه گذاران و سهامداران تاثیر زیادی دارد. مثلا زیان ناشی از وقوع زلزله و سایر حوادث طبیعی یا سود و زیان حاصل از فروش قسمتی از واحد تجاری از مواردی اند که به صورت غیر مکرر واقع می شوند. نتایج این رویداد غیر عادی باید بطور جداگانه از نتایج عملیات عادی در صورت حساب سود و زیان گزارش شود.

2-2-13 حسابداری تعهدی

سیستم حسابداری مورد استفاده در واحد های تجاری، براساس مبنای تعهدی است. هیئت استاندارد های حسابداری مالی (FASB)[4] در بیانیه شماره شش این موضوع را تأکید کرده و بیان می کند که اجزای صورت های مالی، با استفاده از روش تعهدی شناسایی و اندازه گیری می شود. در این سیستم مبنای شناسایی، ثبت و گزارش درآمدها و هزینه ها، به جای دریافت ها و پرداخت های نقدی، تحقق آن اقلام است. آن بخش از سود حسابداری که از بابت آنها در دوره جاری وجهی مورد مبادله قرار نگرفته اما انعکاس آنها در دفاتر و گزارش های حسابداری  الزامی است، همان جزء تعهدی سود است. وجه مربوط به این اقلام یا در دوره های مالی گذشته دریافت و پرداخت شده و یا معادلات وجه آن اقلام، در دوره مالی بعد انجام خواهد شد. بخش تعهدی سود دارای اجزایی است که تحت عنوان اجزای تعهدی سود شناخته می شود. (ناظمی زاده،1392)

حسابداری تعهدی جزئی از گزارش گری مالی است که می تواند به استفاده کنندگان اطلاعات مالی در پیش بینی جریان وجوه نقد کمک کند، به نحوی که ارزیابی توان ایجاد وجه نقد ازطریق تمرکز بر وضعیت مالی، عملکرد مالی و جریان های نقدی واحد تجاری و استفاده از آنها در پیش بینی جریان های نقدی مورد انتظار و سنجش انعطاف پذیری مالی، تسهیل می گردد (کمیته تدوین استانداردهای حسابداری1384).

FASB   نیز با تأکید بر حسابداری تعهدی، در بیانیه مفاهیم نظری گزارشگری مالی شماره یک بیان می کند: “اطلاعاتی که درباره سود و اجزای آن با استفاده از سیستم تعهدی تهیه می شود، شاخص بهتری از سنجش عملکرد شرکت ها نسبت به اطلاعات دریافت ها و پرداخت های نقدی ارائه می کند.”

2-2-14 اقلام  تعهدی[5]

جونز[6] (1991) اقلام تعهدی را تفاوت بین سود و وجوه نقد حاصل از عملیات تعریف می کند. در واقع اقلام تعهدی به اقلامی گفته می شود که موجب به تعویق افتادن ثبت درآمدها و هزینه ها می شود.

اسلون (1996) اقلام تعهدی را به عنوان تغییرات در سرمایه در گردش به کسر هزینه استهلاک در نظر می گیرد. این تعریف از اقلام تعهدی شامل دارایی های عملیاتی غیر جاری، بدهی های عملیاتی غیر جاری، دارایی ها و بدهی های مالی غیر نقدی نمی شود.

ریچاردسون و همکاران (2005) تعریفی جامع از اقلام تعهدی ارائه کردند. آنها اقلام تعهدی را تفاوت بین سود تعهدی و سود نقدی تعریف نمودند. این تعریف، اقلام مرتبط با دارایی ها و بدهی های عملیاتی غیر جاری و دارایی های مالی (نظیر حساب دریافتی بلندمدت) را نیز در بر می گیرد.

اقلام تعهدی تفاوت بین  سود حسابداری و جریان وجوه نقد حاصل از عملیات را بیان می کنند. بدین صورت است که سود حسابداری به دو جزء تفکیک می شود که شامل جزء نقدی[7] و جزء تعهدی می باشد. جزء نقدی همان جریان نقدی حاصل از فعالیتهای عملیاتی و جزء تعهدی ما به التفاوت سود حسابداری و جزء نقدی آن است، بدین معنی که اقلام تعهدی مثبت بزرگ نشان دهنده فزونی سود گزارش شده نسبت به جریان وجوه نقد تولید شده توسط شرکت می باشد. این تفاوت، نتیجه قیود حسابداری که چه موقع درآمد و هزینه بایستی شناسایی شوند (اصل تحقق درآمد واصل تطابق[8])، می باشد  (ناظمی زاده،1392).

2-2-15نقش و اهمیت اقلام تعهدی

یکی از نقشهای مهم اقلام تعهدی، انتقال یا تعدیل شناسایی جریانات نقدی در طول زمان می باشد. بطوری که اعداد تعدیل شده (سود) بهتر عملکرد شرکت را ارزیابی نماید. (بیانیه شماره (1) مفاهیم حسابداری، 1978 FASB  پاراگراف 44).

بعنوان مثال ثبت یک حساب دریافتنی باعث شناسایی زود هنگام جریان نقدی آتی در سود و تطابق زود هنگام زمان بندی شناسایی رویدادها از دید حسابداری با زمان بندی منافع اقتصادی حاصل از فروش می شود. به هر حال، اقلام تعهدی اغلب براساس مفروضات و برآورد ها می باشند که اگر اشتباه باشند بایستی در سود و اقلام تعهدی آتی تصحیح گردد. برای مثال اگر عایدات حاصل از دریافتنی ها کمتر از برآورد اولیه باشد، ثبت بعدی خطای برآورد را ثبت می کند. در حالی که صاحب نظران اعتقاد دارند که خطای برآورد و اصلاحات بعدی خبری است که نقش سودمند اقلام تعهدی را کاهش می دهد. بنابراین، کیفیت اقلام تعهدی در هنگام مواجه با خطای برآورد کاهش می یابد. به عنوان مثال (Palepu 2000) از خطای برآورد بعنوان فاکتوری که کیفیت حسابداری را کاهش می دهد، بحث می کند و پیشنهاد می کند صحت، درستی و دقت برآورد به ویژگی های شرکت از قبیل پیچیدگی معاملات و توانایی پیش بینی محیط شرکت بستگی دارد.

2-2-16 مدلهای اندازه گیری اقلام تعهدی

در زیر برخی از مدل های اندازه گیری اقلام تعهدی شریح می گردد:

2-2-16-1 مدل ریچاردسون(Richardson): اقلام تعهدی را به شرح زیر بیان می کند:

Accruals= +

(  – + (  – )+( )=Accruals

CO=COA –COL

NCO=NCOA-NCOL                                                                                                 

FIN=FINA-FINL                                                                                                   

CO=اقلام تعهدی فعالیتهای عملیاتی جاری

COA= داراییهای عملیاتی جاری

COL= بدهیهای عملیاتی جاری

NCO=اقلام تعهدی فعالیتهای عملیاتی غیر جاری

NCOA= داراییهای عملیاتی غیر جاری

NCOL= بدهیهای عملیاتی غیر جاری

FIN= اقلام تعهدی فعالیتهای تامین مالی

FINA= داراییهای تامین مالی

FINL= بدهیهای تامین مالی

 

2-2-16-2 مدل اسلون:  (1996 Sloan) اقلام تعهدی را این چنین تعریف و اندازه گیری کرد.

Accruals=

Accruals=(

= تغییر در دارایی های جاری غیر نقدی.

= تغییر در بدهی های جاری به جزء بدهی های کوتاه مدت (short term debt) و مالیات پرداختنی

DEP= استهلاک دارایی های مشهود ونامشهود

= تغییر در موجودی های کالا

= تغییر در حسابهای دریافتنی

= تغییر در سایر دارایی های جاری

= تغییر در حساب های پرداختنی

= تغییر در سایر بدهی های جاری

 

2-2-16-3 مدلDeAngelo(1986DeAngelo) مدل خود را به قرار زیر بیان کرد:

=

=  –

: کل اقلام تعهدی

:   بخش غیر اختیاری اقلام تعهدی

:  اقلام تعهدی دوره قبل (Total Accruals)

:  کل دارایی های دو دوره قبل

 

2-2-16-4 مدل هلی (Healy)

همانطور که در مدل  DeAngeloملاحظه شد، بخش غیر اختیاری اقلام تعهدی را به مشاهدات دوره قبل محدود می سازد در حالیکه  Healy این محدودیت را مرتفع ساخته است. مدلDeAngelo  فرض می کند که بخش غیر اختیاری اقلام تعهدی از یک گام تصادفی پیروی می کند در حالیکه Healy فرض می کند که بخش غیر اختیاری اقلام تعهدی از یک فرآیند میانگین معکوس تبعیت می کند.

(1985،Healy ) مدل خود را به قرار زیر ارائه داد:

=( ) )

  –   =

: کل اقلام تعهدی

: بخش غیر اختیاری اقلام تعهدی در سالt

: بخش اختیاری اقلام تعهدی

N: تعداد سال های در دوره برآورد

Y: عبارتند از سال اندیس که دارای بازه (t-1 و…. n+1-t و t-n) می باشد.

 

2-2-16-5 مدل جونز (Jones)

عمومي ترين روش مورد استفاده، روش اقلام تعهدي اختياري است؛ كه فرض مي كند مديران براي مديريت سود اساسا به اختيارهاي خود در خصوص اقلام تعهدي حسابداري تكيه مي كنند. اقلام تعهدي شامل اقلام تعهدي اختياري و غير اختياري است. اقلام تعهدي اختياري توسط مديريت تعيين مي شود، اما اقلام تعهدي غير اختياري بطور اقتصادي تعيين مي شوند و در اختيار مديريت نمي باشند.

مديران از توانايي اعمال اختيارهاي خود براي گزينش روش هاي حسابداري و برآوردهاي مربوط به اقلام اختياري و تعيين زمان شناسايي اين اقلام تعهدي برخوردارند. لذا، اين روش مستلزم تفكيك اقلام تعهدي به اجزاي اختياري و غير اختياري است، سپس اقلام تعهدي بعنوان نمادي براي مديريت سود استفاده مي شوند. همچنين روش اقلام تعهدي اختياري با توجه به اقلام تعهدي خاص مورد بررسي ممكن است به دو روش مجزا تفكيك شود. روش اول اصطلاحا روش جمع اقلام تعهدي اختياري ناميده مي شود. براساس اين روش، جمع اقلام تعهدي به اقلام تعهدي اختياري و غير اختياري تفكيك مي شود. مدل هايي كه بصورت مكرر براي انجام اين جداسازي استفاده شده اند شامل مدل جونز و مدل تعديل شده جونز و همكاران، (1995) است. روش كل اقلام تعهدي اختياري به طور وسيع جهت آزمون فرضيه هاي مديريت بكار گرفته شده است. مشكل عمده مربوط به استفاده از اين روش، نياز به تشخيص و تفكيك كل اقلام تعهدي به اجزاي مديریت نشده و مديريت شده است. به عبارت ديگر، انتظار مي رود شركت مورد نظر به جاي اقلام تعهدي اختياري داراي اقلام تعهدي غير اختياري عمده باشد. شمول اين اقلام تعهدي در محاسبات مديريت سود منجر به ايجاد اختلالاتي در معيار اندازه گيري مديريت سود مي شود. بنابراين، اقلام تعهدي غير اختياري يا مورد انتظار بايد براي برآورد معقول اقلام تعهدي اختياري از جمع اقلام تعهدي كنار گذاشته شوند. مدل هايي كه بطور مكرر براي تفكيك اقلام تعهدي مورد انتظار (غير اختياري) و اختياري استفاده شده اند شامل مدل جونز و مدل تعديل شده جونز هستند. در مدل جونز، فرض بر اين است كه براي محاسبه ميزان اقلام تعهدي مديريت نشده ناشي از معاملات اقتصادي شركت، دو متغير شامل مبلغ ناخالص اموال، ماشين آلات و تجهيزات و تغييرات درآمد، در نظر گرفته مي شود. مبلغ ناخالص اموال، ماشين آلات و تجهيزات ميزان هزينه استهلاك را تعيين مي كند، در حاليكه تغيير درآمد بيانگر تغيیرات حساب هاي سرمايه در گردش است. مدل جونز جمع اقلام تعهدي را بر روي مبلغ ناخالص اموال، ماشين آلات و تجهيزات و تغييرات درآمد رگرسيون مي كند. اين رگرسيون منجر به ضرايبي مي شود كه براي برآورد اقلام تعهدي مديريت نشده مورد استفاده قرار مي گيرند. باقيمانده هاي رگرسيون مذكور به عنوان اقلام تعهدي اختياري در نظر گرفته مي شوند (بولو و حسيني ، 1386) .

با فرض اينكه تغييرات در فروش هاي اعتباري نيز مي تواند منبع مديريت سود باشد، دچاو و همكارانش [9](1995) مدل جونز را با كسر نمودن تغييرات در حساب ها و اسناد دريافتني از تغييرات درآمد، تعديل نمودند. مدل تعديل شده جونز، هم معاملات اقتصادي و هم خط مشي اعتباري شركت را كنترل مي نمايد. دچاو و همكارانش شواهدي را ارائه نمودند كه نشان مي داد مدل تعديل شده جونز در كشف موارد دستكاري درآمد بسيار قوي تر از مدل استاندارد جونز است. براساس مدل تعديل شده جونز، جمع اقلام تعهدي بر روي مبلغ ناخالص اموال، ماشين آلات و تجهيزات و تغييرات درآمدها پس از تعديل بابت تغييرات حساب ها و اسناد دريافتني رگرسيون مي شود. آزمون هاي اوليه مدل جونز و مدل تعديل شده جونز براي يك دوره طولاني روي شركتهايي با داده هاي سري زماني كافي براي براورد ضرايب خاص شركت انجام شد. سپس ضرايب بدست آمده براي برآورد اقلام تعهدي اختياري استفاده شدند. متعاقبلا، بسياري از پژوهشها، اين مدل را به صورت مقطعي برآورد نمودند (بولو و حسيني ، 1386) .

مدل تعديل شده جونز بيانگر آن است كه هر شركت نمونه ابتدا با تمام شركت هاي همان صنعت مطابقت داده مي شود. جمع اقلام تعهدي روي مبلغ ناخالص اموال، ماشين آلات و تجهيزات و تغييرات تعديل شده درآمد براي هر گروه از شركت هاي كنترل مطابقت يافته و با شركت نمونه مورد نظر رگرسيون مي شود . داده هاي اين رگرسيون از سال مالي قبل از سال هاي نمونه برگرفته شده و تمام متغيرها برحسب جمع دارايي هاي ابتداي دوره استاندارد شده اند .

2-Predictive

3-Capital Asset Pricing Model (CAPM )

 

1-Information content

 

1-Financial Accounting standards Board

 

1-Accrual

2-Jones

3-CashFlow

1-Realization & Matching

1-Dechow et all

بدون دیدگاه