تغییرات در بدهی بلند مدت

تغییرات در بدهی بلند مدت

واریز بدهی بلند مدت با مصرف وجوه همراه است و موجب کاهش سرمایه در گردش می شود. از طرف دیگر افزایش بدهی بلند مدت بر سرمایه در گردش می افزاید، ولی هر چند که بدهی سرسید بلند مدت داشته باشد ولی محاسن وجوه به دست آمده از افزایش سرمایه را ندارد، زیرا:

وام بلند مدت غالبا با وثیقه گذاشتن دارایی تحصیل می شود و حتی وقتی بدون وثیقه هم باشد، وام دهندگان به طور ضمنی در مالکیت دارایی های واحد تجاری سهیم می شوند که به هنگام بروز مشکلات عدم پرداخت عملا نشان داده می شود(بردیا[1] ،1988).

اقساط سالانه با پرداخت وام بلند مدت و هزینه های مربوطه از محل سود سالانه تامین و پرداخت شود.

اخذ وام بلند مدت غالبا موجب از دست رفتن اعتبارات کوتاه مدت می شود. یعنی به علت وجود وام، محدودیت هایی در داد و ستد ایجاد می شود در حالی که وقتی سرمایه در گردش با فروش سهام جدید افزایش یابد، غالبا موجب تقویت اعتبار در کسب وام های کوتاه مدت می شود.

 

2-9-2-3 تغییرات در دارایی های ثابت

سرمایه گذاری در دارایی های ثابت از سرمایه در گردش کم می کند. باید توجه داشت که در زمان گسترش فعالیت و یا نو کردن وسایل تولید، سرمایه در گردش به مقدار مورد نیاز باقی بماند و طوری لطمه نبیند که امور روزمره مختل شود، در بسیاری موارد اقلام دارایی ثابت را نمی توان از محل سرمایه در گردش خریداری کرد ولی باید به طریق دیگر مانند افزایش سرمایه و یا اخذ وام بلند مدت، تامین شوند.

وقتی تغییرات خالص حاصل در دارایی ثابت را برای مدت زمان بین دو ترازنامه مطالعه می کنیم، معمولا افزایش دارایی ثابت با کاهش سرمایه در گردش همراه است و بر عکس هنگام کاهش دارایی ثابت سرمایه در گردش افزایش می یابد.

کاهش دارایی ثابت ممکن است در نتیجه فروش اقلامی از این موارد و یا به سبب محاسبه و یا افزایش استهلاک انباشته به وجود آمده باشد. اگر استهلاک سالانه رقم بزرگی را تشکیل دهد، ممکن است سبب شود که مبالغ سرمایه گذاری جدید در دارایی ثابت است در موقع محاسبه سرمایه در گردش ظاهر نشود، به خاطر اینکه این دو یکدیگر را تهاتر می کنند. روشن است در مواردی که دارایی ثابت جدید خریداری می شود، سرمایه جاری می تواند به میزان استهلاک سالانه آن افزایش پیدا کند. کلیه عواملی را که طی سال مالی در تغییر حساب های دارایی های ثابت موثرند غالبا نمی توان بررسی کرد، زیرا معمولا اطلاعات کافی در اختیار قرار نمی گیرد. ولی در هر حال تغییرات خالصی که در حساب های دارایی طی یک سال به وجود آمده است برای تجزیه و تحلیل کفایت می کند. بعضی حساب ها نیز که معمولا نمی توان آنها را در شمار اقلام دارایی ثابت منظور داشت موجب کاهش سرمایه در گردش می شوند، مثل وام بلند مدت داده شده به کارکنان و یا هزینه های تحقیق و توسعه در مواردی که سرمایه ای قلمداد می شوند. اثر این گونه حساب ها هم در بررسی سرمایه در گردش باید مورد توجه قرار بگیرد(شر[2]،1989).

 

2-10 سیستم جامع مدیریت سرمایه در گردش (نقدینگی)[3]

هدف اصلی مدیریت نقدینگی کسب نقدینگی مطلوب است یعنی شرایطی که شرکت با مازاد نقدینگی یا کمبود نقدینگی غیر طبیعی مواجه نباشد. در یک نگاه کلی برای تحقق نقدینگی دو دسته شرایط و الزامات قابل شناسایی است. دسته اول شرایط و الزاماتی است که به درون شرکت مربوط است و دسته دوم شرایط و الزاماتی است که به عوامل محیطی مرتبط است.

 

2-10-1 شرایط درونی

شرایط درونی، عواملی هستند که در کنترل شرکت است و به وسیله آنها می توانند به وضعیت نقدینگی مطلوب برسد. این عوامل عبارتند از:

حد مطلوب نقدینگی:از آنجا که وجوه کوتاه مدت شرکت در دارایی های جاری سرمایه گذاری می شوند و این دارایی ها از یک طرف کم بازده و از اطراف دیگر ضامن حفظ توان نقدینگی شرکت است، اولین سوال که شرکت با آن مواجه است این است که حد بهینه و مطلوب این دارایی ها چیست و چگونه تعیین می شود، به گونه ای که میزان آن بیش از حد نیاز باشد و شرکت از راکد ماندن سرمایه متضرر شود و نه کمتر از حدی باشد که شرکت با کمبود نقدینگی مواجه شود(بردیا[4]،1988).

سرمایه گذاری و تامین مالی کوتاه مدت:حد مطلوب نقدینگی تنها یک مرحله از مدیریت نقدینگی است. آنچه که اهمیت دارد این است که شرکت ها بتوانند وجود مازاد بر این حد مطلوب را در زمینه های کوتاه مدت سرمایه گذاری کنند و کمبود وجوه را از طرق مختلف تامین مالی کنند.

مدیریت مطالبات و موجودی ها:برای اداره نقدینگی شرکت شرط این است که شرکت بتواند خط مشی ها و اقدامات مناسبی در مواجهه با مطالبات و موجودی کالا اتخاذ کند، از جمله اینکه:

شرکت دارای سیاست اعتباری مشخص باشد و به آن عمل کند. به عبارت دیگر شرکت مشخص کرده باشد که شرایط فروش به مشتریان مختلف چیست و به چه کسانی اعتبار می دهد.

شرکت دارای سیاست های و روش های مناسبی برای نظارت بر حساب های دریافتنی و وصول مطالبات باشد.

در زمینه پرداخت صورت حساب ها شرکت دارای سیاست و روش معینی باشد که هم امکان استفاده از فرصت های مربوط به این شیوه تامین مالی را فراهم می کند، هم اینکه جنبه اخلاق و انصاف در برخورد طلبکاران شرکت نیز رعایت می شود(اکبری،1382).

برنامه ریزی نقدینگی:برنامه ریزی نقدینگی شرکت به عنوان اصلی ترین جز و پوشش دهنده سایر اجزا شناخته می شود که زمینه برخورد فعال در ابعاد فوق را فراهم می کند. به عبارت دیگر اگر شرکت حد مطلوب نقدینگی را تعیین کرده باشد برای دست یابی به ترکیب بهینه دارایی ها و بدهی های جاری باید اقدام به برنامه ریزی نقدینگی نماید(ملیچر و همکاران[5]،1997).

 

2-10-2 الزامات و شرایط محیطی مدیریت نقدینگی

آنچه در اعمال مدیریت نقدینگی(سرمایه در گردش) مهم است عوامل محیطی و خارج کنترل شرکت است، فراهم نبودن این زمینه ها مدیریت نقدینگی را با نواقص و مشکلاتی مواجه میکند. برخی از این عوامل به شرح زیر است:

وجود سیستم ها و روش های عرضه خدمات مناسب بانکی و ارتباطی

سیستم ها و روش هایی که بانک ها از طریق آن خدمات بهتری را در وصول مطالبات و یا هرگونه نقل و انتقالات وجوه دیگر ارائه دهند و به علاوه ابزارهای مناسب ارتباطی در این جهت یکی از ضرورت هاست.

 

وجود فرصت های تامین مالی کوتاه مدت در بازار پولی

هرچقدر بازار پولی در تسهیل نقل و انتقالات وجوه کوتاه مدت کارسازتر باشد مدیریت نقدینگی شرکت ها نیز آسان تر انجام می شود. درغیر این صورت زنجیره مدیریت نقدینگی کامل نمی شود.

 

قوانین و مقررات

وجود قوانین و مقرراتی که بتوانند شرایط اطمینان بخشی را در بازار پول و سرمایه حاکم نمایند برای مدیریت نقدینگی بسیار مهم است(شر[6]،1989).

 

وجود نهادهایی که شرکت ها را در تعیین اعتبار مشتریان کمک کنند

با توجه به اینکه بخش مهمی از سرمایه در گردش شرکت در حساب های دریافتنی تبلور پیدا می کند، لذا شرکت ها برای جلوگیری از هزینه های لاوصول یا تاخیر در وصول این مطالبات باید براساس اعتبار سنجی های مناسب اقدام به فروش نسیه نمایند. انجام مستقیم امر اعتبارسنجی توسط خود شرکت ها و به دلایل مختلف صلاح نیست، لذا معمولا نهادهایی جهت این امر فعالیت می کنند.

 

وجود فرصت های مناسب سرمایه گذاری کوتاه مدت در بازار پولی

شرکت ها جهت استفاده بهینه از نقدینگی باید به بازار پولی دسترسی داشته باشند و بتوانند مازاد نقدینگی را در بازارهای مالی مناسب سرمایه گذاری کنند و یا کسری نقدینگی را بتوانند با شرایط ارزان از بازار پولی تامین مالی کنند(بردیا[7]،1988).

 

 

2-11 عوامل تعیین کننده میزان سرمایه در گردش

میزان سرمایه در گردش در هر شرکت تحت تاثیر عوامل خاصی است. بدیهی است که به دلیل تفاوت درجه حضور این عوامل در شرکت ها نیاز به سرمایه در گردش هم متناسب با آنها متفاوت می شود. برخی از این عوامل به شرح زیر است:

ماهیت تولید(فعالیت)شرکت

اگر شرکت ها را به لحاظ ماهیت فعالیت به سه دسته مالی(بازرگانی)، خدماتی و صنعتی تقسیم کنیم نیاز به سرمایه در گردش در این سه دسته از شرکت ها متفاوت است. شرکت های بازرگانی و مالی سرمایه در گردش زیادی لازم دارند. شرکت های خدماتی نیاز کمتری به سرمایه در گردش دارند و شرکت های صنعتی حد وسط این دو دسته از شرکت ها قرار بگیرند. علاوه بر ماهیت فعالیت شرکت ها اندازه فعالیت آنها نیز یک عامل تعیین کننده در میزان سرمایه در گردش مورد نیاز است، هرچه اندازه شرکت بزرگتر باشد نیاز به سرمایه در گردش هم بیشتر می شود.

 

دوره تولید شرکت

هرچه تولید شرکت یعنی مدت زمان مورد نیاز برای تبدیل مواد خام به کالای ساخته شده بیشتر باشد نیاز به سرمایه در گردش هم بیشتر می شود. نوع فرآیند تولید و فن آوری شرکت هایی که در یک صنعت قرار دارند نقش تعیین کننده ای در دوره تولید دارد. لذا همواره شرکت ها باید سراغ فنون تولیدی بروند که این دوره را کوتاه تر کنند و البته مدیریت بهینه عملیاتی نیز در کوتاه کردن این دوره نقش دارد، چه بسا که نوع فرآیند تولید، دوره تولید را کوتاه کند ولی عوامل جانبی این اثر را خنثی کنند. همچنین ممکن است بخشی از این دوره تولید را از طریق تامین مالی به وسیله عرضه کنندگان مواد اولیه کاهش پیدا کند(عبده تبریزی و مشیرزاده،1376). استفاده از ماشین آلات و تجهیزات منحصر به فرد تولیدی این فرصت را در اختیار شرکت می گذارد تا بتوانند تولیدات خود را پیش فروش نموده که این هم در کاهش نیاز نقدینگی موثر است.

 

خط مشی تولید

در شرکت هایی که فروش آنها فصلی می باشد خط مشی تولید شرکت اثر مهمی بر نیاز نقدینگی شرکت دارد، معمولا این شرکت ها یرای اینکه پاسخگوی مشتریان خود باشند می توانند دو خط مشی تولیدی را انتخاب کنند. یک خطی مشی این است که شرکت در فصل فروش از ظرفیت کامل تولید خود استفاده کند و در فصول دیگر تولید نکند و خط مشی دیگر این است که شرکت تولید خود را به طور ثابت طی سال انجام دهد و فصل بدون تولید نداشته باشد. بدیهی است که خط مشی تولیدی دوم نیاز به سرمایه در گردش بیشتری دارد و خط مشی اول نیز عدم استفاده از امکانات شرکت در فصول دیگر را به دنبال دارد. بسته به اینکه کدام خط مشی دنبال شود شرکت باید تبعات آن در سرمایه در گردش را بپذیرند. البته برخی از شرکت ها به دلیل اینکه آنها قادر هستند در فصول دیگر از امکانات تولید در جهت تولید سایر محصولات استفاده کنند، مشکل خط مشی اول از بین می رود.

 

 

 

 

خط مشی اعتباری عرضه کنندگان مواد

اگر خط مشی عرضه کنندگان مواد، خط مشی فروش اعتباری باشد، سرمایه در گردش کمتری مورد نیاز شرکت خریدار خواهد بود، همچنین اگر شرکت با شرایطی مواجهه باشد که خریداران محصولات حاضر به پیش پرداخت باشند، سرمایه در گردش مورد نیاز شرکت، کاهش می یابد.

 

نرخ رشد و توسعه فعالیت شرکت

معمولا شرکت های در حال رشد نیاز به سرمایه در گردش بیشتری دارند و معمولا این نیاز پیوسته است. متناسب با نرخ رشد شرکت میزان سرمایه در گردش مورد نیاز شرکت نیز افزایش می یابد.

 

سهولت دستیابی به مواد اولیه

در مواقعی که عرضه کنندگان مواد اولیه محدود هستند و یا به هر دلیل برخی از مواد اولیه به آسانی در اختیار شرکت قرار نمی گیرد، در این گونه موارد شرکت ناچار است سرمایه گذاری زیادی در مواد اولیه انجام دهد. معمولا آن مواد اولیه ای که عرضه محدود دارند و توزیع آن نیز جیره بندی شده است، مستلزم پیش پرداخت می باشد. مواد اولیه ای که فقط در فصول معینی عرضه می شوند موجب افزایش سرمایه در گردش مورد نیاز شرکت می باشد، زیرا شرکت ناچار است این مواد را در فصول عرضه آن خریداری و برای تمام سال نگهداری کنند.

 

 

سطح سود

در مورد شرکت هایی که فروش اعتباری طولانی ندارند، حجم سود شرکت یک منبع مهم تامین کننده نیاز نقدینگی شرکت است. شرکت ها می توانند قسمتی از سود خود را جهت تامین نیاز نقدینگی در شرکت اندوخته کنند(بردیا[8]،1985).

 

خط مشی تقسیم سود

پرداخت سود منابع نقدی شرکت را مصرف می کند و لذا به همان اندازه هم بر سرمایه در گردش اثر می گذارد. اگر شرکت تصمیم بگیرد سود را تقسیم نکند و در شرکت نگهداری کند، سرمایه در گردش شرکت افزایش می یابد و به هر حال با در نظر گرفتن سایر عوامل موثر در تقسیم سود باید در این مورد توازن را رعایت کنیم که پرداخت سود سهام جایزه به جای سود یک روش موثر است.

 

تغییرات سطح قیمت

تاثیر تغییرات سطح عمومی قیمت ها روی موقعیت سرمایه در گردش، بستگی به ماهیت عملیات شرکت و جایگاه شرکت در بازار محصول دارد. اگر سطح قیمت ها بالا رود(تورم) سرمایه در گردش مورد نیاز بیشتر می شود. اگر شرکت بتواند به طور متناسب قیمت کالای خود را بالا ببرد، تا حدی قادر است که نیاز به سرمایه در گردش را تامین کند.

 

نوسانات مربوط به دوره های تجاری

دوره های رونق با رکود اقتصادی هر کدام الزامات خاصی برای سرمایه در گردش دارند. در دوره های رونق که شرایط اقتصادی منجر به افزایش فروش می شود نیاز به سرمایه هم بیشتر می شود. در دوره های رکود که شرایط اقتصادی منجر به کاهش فعالیت ها و فروش می شود نیاز به سرمایه در گردش کمتر می شود. معمولا این تاثیر پذیری سرمایه در گردش در ناحیه موجودی کالا است(شر[9]،1989).

 

2-12 استراتژی های سرمایه در گردش

سیاست ها و رویه هایی که خط مشی مدیریت مالی را به وجود می آورد بر این فرض است که شرکت، برخی از تصمیم های اصلی را گرفته و آن ها را به اجرا در می آورد. این تصمیمات شامل تعیین و انتخاب نوع کالا و خدمت می شود و نحوه تامین مالی(برای تهیه دارایی های ثابت) شرکت است. این تصمیمات در فرآیند سودآوری شرکت(در بلند مدت) نقش اصلی و تعیین کننده دارد و در مدیریت سرمایه در گردش دو نقش عمده دارد. اول، کالاها و خدماتی که با پیش بینی فروش یا تولید ارائه می گردد به مدیران سرمایه در گردش این امکان را می دهد که سطوح دارایی های جاری و بدهی های جاری را تخمین بزند. دوم، مدیران شرکت در صدد بر می آیند تا بر ثروت سهامداران شرکت بیافزایند و این کار اصولا از طریق افزایش قدرت نقدینگی شرکت(و حفظ این قدرت) انجام می شود. بنابراین، این سیاست های سرمایه در گردش اصولا با هدف افزایش سود تعیین نمی شود، بلکه مدیران درصدد بر می آیند تا به نقدینگی مطلوبی برسند و بتوانند در سایه آن اهداف سودآور شرکت را تامین کنند.

اهمیت روزافزون سرمایه در گردش در تداوم فعالیت واحدهای انتفاعی موجب گردید که استراتژی هایی برای مدیریت سرمایه در گردش در نظر گرفته شود. به طور کلی شرکت با به کارگیری استراتژی های مختلف در رابطه با مدیریت سرمایه در گردش می توانند میزان نقدینگی شرکت را تحت تاثیر قرار دهد. این استراتژی ها میزان ریسک و بازده آنها را مشخص می کند(نیکومرام،1385). استراتژی های مدیریت سرمایه در گردش از شرکتی به شرکت دیگر متفاوت است. سیاست های سرمایه در گردش شامل تصمیم گیری در مورد سطح نگهداری دارایی های جاری و همچنین نحوه تامین مالی این نوع از دارایی ها است.

 

2-12-1 استراتژی های دارایی جاری

استراتژی محافظه کارانه[10]: شرکت با نگهداری پول نقد و اوراق بهادار قابل فروش می کوشد قدرت نقدینگی خود را حفظ کند. و ریسک این استراتژی بسیار اندک است. زیرا داشتن قدرت نقدینگی نسبتا زیاد به شرکت این امکان را می دهد که موجودی کالا را به مقدار کافی تهیه و اقدام به فروش نسیه کند. بنابراین برای شرکت ریسک از دست دادن مشتری بسیار اندک است. از طرف دیگر نقدینگی زیاد به آن ها این امکان را می دهد که بدهی های سررسید شده را به موقع بپردازند و با خطر ورشکستگی مواجه نشوند. در مقابل این استراتژی بازدهی اندکی هم خواهد داشت زیرا پول نقد اوراق بهادار قابل فروش یا اصلا بازدهی ندارد یا بازدهی بسیار ناچیزی دارد.

استراتژی جسورانه[11]: در این استراتژی مدیران سعی می کنند تا وجه نقد و اوراق بهادار قابل فروش را به حداقل برسانند. شرکتی که از این استراتژی استفاده می کند باید ریسک عدم پرداخت به موقع بدهی های سررسید شده را بپذیرد. همچنین این شرکت ها ممکن قادر به پاسخگویی سفارش های مشتریان نباشند و از این جهت نیز متحمل زیان شوند(چون نمی توانند بفروشند). شرکت در مقابل برای جبران چنین زیان هایی درصدد بر می آید تا برای تهیه دارایی های ثابت، منابع مالی را مورد استفاده قرار دهد. واضح است که نرخ بازدهی دارایی های ثابت به مراتب بیشتر از بازدهی وجه نقد و اوراق بهادار قابل فروش می باشد(جهانخانی و طالبی،1378).

 

2-12-2 استراتژی های بدهی جاری

استراتژی محافظه کارانه[12]: در این استراتژی مدیریت بدهی های جاری سعی دارد که در ساختار مالی شرکت، میزان وام های کوتاه مدت را به حداقل برساند. سعی دارند برای تهیه دارایی های جاری از وام های بلند مدت برای تامین مالی آن ها استفاده کنند. علی رغم اینکه با اجرای این استراتژی ریسک ورشکستگی(ناتوانی در بازپرداخت به موقع وام ها) به شدت کاهش می یابد اما، با در یافت تسهیلات بلند مدت هزینه تامین مالی شرکت افزایش یافته و در مقابل نرخ بازده سهامداران کاهش می یابد.

 استراتژی جسورانه[13]: در این استراتژی مدیریت بدهی های جاری سعی دارد تا سطح تسهیلات کوتاه مدت را به حداکثر برساند. و دارایی های جاری را از این محل تامین کند. در این استراتژی ریسک عدم بازپرداخت تعهدات افزایش پیدا می کند. به طور کلی اگر وام های بلند مدت یک شرکت به حداکثر برسد، خطر و احتمال اینکه شرکت نتواند به موقع آن ها را بازپرداخت کند افزایش خواهد یافت.

 

2-12-3 استراتژی مطلوب(بهینه)[14]

شرکت ها اکثرا سیاست هایی را اتخاذ می کنند که از نظر ریسک و بازده سهام در وضعیت متعادل قرار بگیرند. استراتژی متعادل به صورتی است که ترکیب بهینه ای از دارایی های جاری و بدهی های جاری به صورت زیر باشد:

مقدار دارایی های جاری و بدهی های جاری در حد متعادل و متعارف باشد.

در زمینه دارایی های جاری استراتژی جسورانه داشته باشیم و در مدیریت بدهی های جاری استراتژی محافظه کارانه عمل کنیم، یا در زمینه دارایی های جاری استراتژی محافظه کارانه و در زمینه بدهی های جاری استراتژی جسورانه داشته باشیم که این دو استراتژی باعث خنثی شدن اثرات دیگری و رسیدن به یک استراتژی متعادل می شود(عبده تبریزی و مشیر زاده،1376).

نمودار 2-3 ویژگی های ریسک و بازده متعلق به اجرای سیاست های مربوط به سرمایه در گردش را که حاصل اجرای هر یک از استراتژی ها در خصوص دارایی های جاری و بدهی های جاری است را نشان می دهد. این نمودار نحوه ترکیب استراتژی ها و رسیدن به یک استراتژی مطلوب در خصوص سرمایه در گردش را نشان می دهد(جهانخانی و پارسائیان،1380).

[1] Bardia

[2] Scherr

[3] Working Capital Management Comprehensive System

[4] Bardia

[5] Mrlicher et al

[6] Scherr

[7] Bardia

[8] Bardia

[9] Scherr

[10] Conservative Current Asset Strategy

[11] Aggressive Current Asset Strategy

[12] Conservative Current Liability Strategy

[13] Aggressive Current Liability Strategy

[14] Optimal Strategy

بدون دیدگاه